تبلیغات
هدهد راهبر - اخلاق مبتنی بر دین - مطالب ابر عقل
http://s2.picofile.com/file/8261552618/HeadNew95.jpg

تقلید ..

بهش بگی یک آدمی در مورد مسئله ای، چندین سال درس خونده و مطالعه کرده
و تو نمیخواد بری به اندازه ی همون آدم مطالعه داشته باشی و در مورد اون مسائل
اون مرجع باشه و تو مقلد، صفر تا صده عقوبت دنیا و آخرتش هم گردن اون؛ میگه
نه، مگه من عقل ندارم، خودم میدونم چی به چیه؟ برای چی باید تقلید کنم!
اما همون آدم رو میبینی که به راحتی، به تصمیم سردمداران شرکت های بزرگ
پوشاک،خوراک، آرایش، زیبایی و .. لبیک میگه و صفر تا صده تقلید، پیروی،
شبیه سازی و حتی اشاعه و رواج رو هم با دلو جون برعهده میگیره و این
نه تنها عیب نیست، حتی حسن هم قلمداد میشه .. ...




موضوع: روابط اجتماعی، روابط فردی، برچسب ها: مد، پیروی از مد، تقلید از مد، تقلید از مرجع تقلید، تقلید از متخصص، مدگرایی، عقل،
ادامه مطلب
[ یکشنبه 10 دی 1396 ] [ 03:51 ب.ظ ] [ مجتبی ]

حیوانی که می فهمد ..

http://s3.picofile.com/file/8229317950/HeyvaniKeMifahmad.jpg

در تعجبم از کار حیوانی که وقتی می بیند تعدادی از همکیشانش در هنگام

عبور از جاده، تصادف کرده و دست و پایشان لنگ یا خودشان به لقاءالله پیوسته اند،

دیگر از جاده عبور نکرده و از پل هوایی عابر پیاده به آن سمت خیابان می رود و به

این حد از شعور و درک می رسد در حالی که چیزی جز غریزه ندارد .. اما انسانی

که عقل دارد و دو دو تا چهار تا می فهمد، این صحنه را بارها و بارها با چشم

می بیند و دست و پای شکسته و پرچم های سیاه را مشاهده می کند

و باز هم پل عابر و امثالهم را نادیده می گیرد .. !!





موضوع: روابط فردی، روابط اجتماعی، برچسب ها: حیوان، انسان، عقل، غریزه، درک، شعور، پل عابر پیاده،
ادامه مطلب
[ سه شنبه 1 دی 1394 ] [ 06:19 ب.ظ ] [ مجتبی ]

عجیب ..

http://www.upsara.com/images/x97j_ajibb.jpg

پسری که اگر عاشق باشد، نه بیکاری خود را می بیند، نه شغل پدر دختر،

نه معتادی داماد خانواده و نه طلاق گرفتن خواهر و نه هیچ عیب و نقص دیگری

را و فقط یک کلمه می گوید، من این دختر را می خواهم؛ همین که فارغ شد و

در فراغت به او پیشنهاد ازدواج داده، می گوید کار ندارم، تو این وضعیت اقتصادی

کی ازدواج می کنه، اون که باباش فلان کارست، اون که مامانش اونطوریه،

اون که اصلا به من نمی خوره .. و دختری که اگر عاشق باشد، نه بیکاری

پسر را می بیند، نه دیپلمه بودن و نه بددهنی و نه هیچ عیب و نقص دیگری

را و حتی خودش راضی کردن پدر و مادرش را برعهده می گیرد و تنها یک

کلمه می گوید، من اونو دوست دارم؛ همین که فارغ شد و در فراغت برایش

خواستگار آمد، می گوید اون که بیکاره، نه ماشین داره نه خونه، کی حوصله

داره بره اجاره نشینی، حتما باید درسم تموم بشه، حتما باید مدرک

داشته باشه، اصلا می بینمش چندشم میشه ..

این عشقی که کور می کند و آن عقلی که دست و پا را گیر،

هر دو محکوم به فنایند ..





موضوع: ازدواج، برچسب ها: عشق، عقل، دختر، پسر، ازدواج،
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 آذر 1393 ] [ 11:04 ب.ظ ] [ مجتبی ]

یک جوی و نه یک مسیر ..

http://www.upsara.com/images/q30c_yekjoyvanayekmasir.jpg

ظاهرش مذهبی بود و پدر و مادرش نیز با افتخار می گفتند دخترمان چادری است

البته صد رحمت به مانتویی که بتواند حجم اندام، موها و مچ دست را بپوشاند و

وای بر چادری که از عهده ی انجام این وظایف بر نیاید ..

به هر حال، شروع کردیم و بسم الله؛ ما حرف اول و آخرمان را دین می گوید و

دیانت می زند .. نظر شما ؟ دین هم هست اما حرف اول و آخر و معیار ما اخلاق

و عقل است .. عجب ! (زنگ خطر زده شد) .. یعنی شما 100 را گذاشته اید

کنار و به 50 اکتفا کرده اید ؟ اگر ظرفی در مقابلتان بگذارند و بگویند یا این ظرف را

بردارید یا یکی از محتویات داخل آن را، شما چه کار می کنید ؟ یکی از آن همه را

بر می دارید یا کل ظرف را که همه ی آن را هم خواهید داشت ؟ در دیانت اخلاق

هم هست اما می توانی انسان با اخلاقی باشی در زندگی شخصی و حتی در

دید عام، اما انسان متدین و مقیدی نباشی .. (و همینطور حرف های من و

نگاه های او ..) ..

خوب، چند مثال عینی و جواب های شما، ان شاءالله .. لطفا بگویید در مورد

غسل، نظر اخلاق و عقل چیست ؟ گفت عقل می گوید طهارت و دوری از

ناپاکی و اخلاق می گوید پاکی و منزه در دید عام حاضر شدن .. گفتم خوب،

درست .. اما پاک کردن یک آلودگی با یک آب پاشیدن و کف و صابون زدن به همان

ناحیه محقق می شود، جسارتا شما زمانی که در دوره ماهانه قرار می گیرید،

باز هم جسارتا چرا همان یک ناحیه را پاک نمی کنید تا به طهارت مورد نظر

برسید ؟ چرا اول گردن، بعد نیم تنه ی راست، بعد نیم تنه ی چپ ؟ عقل در

انجام این عمل به این نتیجه ای می رسد ؟ اخلاق چه ؟

لطفا بگویید در مورد تقسیم ما ترک میت، نظر اخلاق و عقل چیست ؟ عقل

می گوید من و خواهرم هر دو انسانیم، اخلاق هم می گوید خوب فرقی در

منو او نیست و باید به طور مساوی ارث ببریم ؟ چگونه توصیف می کنید که

خواهر نصف برادر ارث بردارد ؟ چگونه عقل این را درک می کند و اخلاق آن را

می پسندد ؟ گفت خوب ما در این مورد قانون داریم .. گفتم عذر می خواهم اما،

انگار شما همواره به کنار زدن 100 و اکتفا کردن به 50 راضی هستید، قانون

خداوند را نادیده می گیرید و قانون انسانی را که چیزی جز آن نیست را متذکر

می شوید ؟ پس اذعان دارید که عقل و اخلاق در این مورد نیز حرفی

برای گفتن ندارد !

اندکی حق به جانب شد و گفت ما هم مسلمانیم، ما هم از بچگی به مسجد

رفتیم، در مراسم عزای امام حسین شرکت کردیم اما معیار ما در زندگی اخلاق

است .. گفتم مرحبا بر شما اما معیار خدا در زندگی، دین است .. لطفا همین

قیام امام حسین را با عقل و اخلاق برایم توصیف کنید .. عقل می گوید 72 نفر

با زن و فرزند بروند به جنگ چندین برابر نفر ؟ اخلاق چه می گوید در این میان ؟

پیروی از حاکم زمان ؟

و همینطور حرف ها و مثال های بنده و تاکیدات ایشان بر محوریت اخلاق که هیچ

مثال و استدلالی هم به آن برچسب نمی شد و تنها می گفت نظر من، عقیده ی

من، زندگی من .. و در آخر گفتم، ای بانو، آب منو شما به ظاهر در یک جوی

هست اما در ظاهر و باطن، به یک مقصد، نمی رود .. موفق باشید ..

و منو افسوسی که یک خانواده ی مذهبی با تمامی زیر ساخت های لازم برای

تربیت یک الگوی دینی خوب و پسندیده، و این نتیجه ی تربیت دینی سست و

ضعیف که تنها به ظاهر اکتفا کرده و آن هم تنها بخش هایی از ظاهر ..

افسوس .. ...





موضوع: ازدواج، امر به معروف و نهی از منکر، برچسب ها: خواستگاری، تربیت دینی ضعیف، عقل، اخلاق، دیانت، تدین، تقید،
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 آذر 1393 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ مجتبی ]
http://s1.picofile.com/file/8261554700/808_81.jpg