http://s2.picofile.com/file/8261552618/HeadNew95.jpg

عرق ..

در مسجد در صف نماز نشسته بود که مدام دستش را روی پیشانی اش

می کشید، خادم مسجد به او گفت، گرمت است؟ پنکه یا کولر را روشن کنم ..

گفت، "ممنون حاج آقا اما، عرق شرم است، با این چیزها

درست نمی شود" .. ...





موضوع: روابط فردی، بندگی، برچسب ها: شرم حضور، شرم حضور در مسجد، شرم حضور در پیشگاه خدا، عالم محضر خداست، محضر خدا، شرم از لطف خدا، شرم از حضور خدا،
ادامه مطلب
[ یکشنبه 7 شهریور 1395 ] [ 09:24 ب.ظ ] [ مجتبی ]

بهتر است ..

http://s1.picofile.com/file/8263268684/BehtarAst.jpg

در مسابقه ی فینال، یکی طلا می گیرد و خوشحال است اما آن کسی که نقره

می گیرد، گویا غمگینی غیر قابل تحملی بر او مستولی می شود .. و این در حالی

است که نفر سومی که برنز گرفته و از نفر دوم هم شکست خورده، از او خوشحال تر

است .. چرا؟ .. شاید بدین خاطر که خدا نباید تو را به خوشبختی نزدیک کند و در

مرحله ای بالاتر از دیگری قرار بدهد، چون اگر این کار را بکند، اول از همه یقه ی

لطف او را خواهی گرفت، که خدایا چرا طلا نگرفتم! آیا نمی بینی که نقره

گرفته ای؟ .. و بهتر است انگار تو را از خوشبختی یک فاصله دورتر کند و در

قالب یک برد در مسابقه ی رده بندی، به تو مدال کمرنگ تری بدهد اما از

طرفی تو خوشحال تر باشی که انگار برده ای .. ...

این است داستان این روزهای ما .. نمی دانیم برای چه خوشحالیم

و برای چه ناراحت .. ! ...





موضوع: روابط فردی، بندگی، برچسب ها: خوشحالی، رضایت، ناراحتی، روزگار، فهم درست از زندگی، فهم درست از موقعیت زندگی، نقش خدا در زندگی،
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 21 مرداد 1395 ] [ 02:10 ب.ظ ] [ مجتبی ]

عطر ..

http://s1.picofile.com/file/8261550150/Atr.jpg

عطر همسرش را روی دستش زده بود؛ هر وقت نامحرمی از کنارش رد می شد

که مخلوطی از عطرها و اسپری ها را روی سرش خالی کرده بود، دستانش را به

سمت بینی اش می برد .. ... و این یعنی تیزهوشی؛ عطر خوش بندگی

همراه با رایحه ی زیبای زندگی ..





موضوع: روابط زناشویی، روابط فردی، روابط اجتماعی، بندگی، برچسب ها: عطر، عطر نامحرم، عطر همسر، تیزهوشی مسلمان، عطر بندگی، رایحه زندگی، تعلق،
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 07:10 ب.ظ ] [ مجتبی ]

رفت ..

آرام و قرار ندارم .. دلم آشوب است .. نمی خواهم بخوابم .. انگار نمی خواهم

باور کنم که تمام شده .. یعنی واقعا تمام شده ..؟ رمضان، رفت .. رفت تا سالی

دیگر .. آری، می توانی روزه را باز هم تجربه کنی، شاید خیرش هم بیشتر باشد

چون تکلیف نیست .. اما رمضان، حال و هوایی دیگر دارد .. رمضان با تمام

سختی های علی الظاهرش، حالی داشت که اکنون مرا از غصه ی نبودنش، از

اینکه باز هم از امروز، نمازهای صبحم آیا یک ساعت بعد از اذان خوانده شود،

آیا نشود .. از بیدار شدن های سحری اش، از حال خوب اطاعت از فرمان خدا ..

به تفکر و تامل و شب زنده داری واداشته .. خدایا .. رفت ... ..





موضوع: ماه رمضان، بندگی، برچسب ها: عید سعید فطر، عید فطر مبارک، ماه رمضان رفت، غصه ی دوری از رمضان، رمضان رفت تا سالی دیگر، روزه داری، اطاعت از فرمان خدا،
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 16 تیر 1395 ] [ 12:27 ق.ظ ] [ مجتبی ]

دو کفه ..

ای کسی که بسیار دعا می کنی، اندکی هم عمل و ای کسی که بسیار عمل

می کنی، اندکی هم دعا کن .. درک کردن این دو جمله؛ ..همه چیز دست خداست

اما او تلاش تو را دوست دارد .. همه چیز بسته به تلاش تو دارد اما او

قادر مطلق است ..





موضوع: روابط فردی، بندگی، برچسب ها: همه چیز دست خداست را فراموش نکن، تلاش تو زندگی را می سازد اما قادر مطلق بودن خدا را فراموش نکن، دعا همراه با عمل، عمل همراه با دعا، بنده، خدا، اراده انسان و اراده خدا،
ادامه مطلب
[ دوشنبه 31 خرداد 1395 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ مجتبی ]
http://s1.picofile.com/file/8261554700/808_81.jpg