http://s2.picofile.com/file/8261552618/HeadNew95.jpg

یک جوی و نه یک مسیر ..

http://www.upsara.com/images/q30c_yekjoyvanayekmasir.jpg

ظاهرش مذهبی بود و پدر و مادرش نیز با افتخار می گفتند دخترمان چادری است

البته صد رحمت به مانتویی که بتواند حجم اندام، موها و مچ دست را بپوشاند و

وای بر چادری که از عهده ی انجام این وظایف بر نیاید ..

به هر حال، شروع کردیم و بسم الله؛ ما حرف اول و آخرمان را دین می گوید و

دیانت می زند .. نظر شما ؟ دین هم هست اما حرف اول و آخر و معیار ما اخلاق

و عقل است .. عجب ! (زنگ خطر زده شد) .. یعنی شما 100 را گذاشته اید

کنار و به 50 اکتفا کرده اید ؟ اگر ظرفی در مقابلتان بگذارند و بگویند یا این ظرف را

بردارید یا یکی از محتویات داخل آن را، شما چه کار می کنید ؟ یکی از آن همه را

بر می دارید یا کل ظرف را که همه ی آن را هم خواهید داشت ؟ در دیانت اخلاق

هم هست اما می توانی انسان با اخلاقی باشی در زندگی شخصی و حتی در

دید عام، اما انسان متدین و مقیدی نباشی .. (و همینطور حرف های من و

نگاه های او ..) ..

خوب، چند مثال عینی و جواب های شما، ان شاءالله .. لطفا بگویید در مورد

غسل، نظر اخلاق و عقل چیست ؟ گفت عقل می گوید طهارت و دوری از

ناپاکی و اخلاق می گوید پاکی و منزه در دید عام حاضر شدن .. گفتم خوب،

درست .. اما پاک کردن یک آلودگی با یک آب پاشیدن و کف و صابون زدن به همان

ناحیه محقق می شود، جسارتا شما زمانی که در دوره ماهانه قرار می گیرید،

باز هم جسارتا چرا همان یک ناحیه را پاک نمی کنید تا به طهارت مورد نظر

برسید ؟ چرا اول گردن، بعد نیم تنه ی راست، بعد نیم تنه ی چپ ؟ عقل در

انجام این عمل به این نتیجه ای می رسد ؟ اخلاق چه ؟

لطفا بگویید در مورد تقسیم ما ترک میت، نظر اخلاق و عقل چیست ؟ عقل

می گوید من و خواهرم هر دو انسانیم، اخلاق هم می گوید خوب فرقی در

منو او نیست و باید به طور مساوی ارث ببریم ؟ چگونه توصیف می کنید که

خواهر نصف برادر ارث بردارد ؟ چگونه عقل این را درک می کند و اخلاق آن را

می پسندد ؟ گفت خوب ما در این مورد قانون داریم .. گفتم عذر می خواهم اما،

انگار شما همواره به کنار زدن 100 و اکتفا کردن به 50 راضی هستید، قانون

خداوند را نادیده می گیرید و قانون انسانی را که چیزی جز آن نیست را متذکر

می شوید ؟ پس اذعان دارید که عقل و اخلاق در این مورد نیز حرفی

برای گفتن ندارد !

اندکی حق به جانب شد و گفت ما هم مسلمانیم، ما هم از بچگی به مسجد

رفتیم، در مراسم عزای امام حسین شرکت کردیم اما معیار ما در زندگی اخلاق

است .. گفتم مرحبا بر شما اما معیار خدا در زندگی، دین است .. لطفا همین

قیام امام حسین را با عقل و اخلاق برایم توصیف کنید .. عقل می گوید 72 نفر

با زن و فرزند بروند به جنگ چندین برابر نفر ؟ اخلاق چه می گوید در این میان ؟

پیروی از حاکم زمان ؟

و همینطور حرف ها و مثال های بنده و تاکیدات ایشان بر محوریت اخلاق که هیچ

مثال و استدلالی هم به آن برچسب نمی شد و تنها می گفت نظر من، عقیده ی

من، زندگی من .. و در آخر گفتم، ای بانو، آب منو شما به ظاهر در یک جوی

هست اما در ظاهر و باطن، به یک مقصد، نمی رود .. موفق باشید ..

و منو افسوسی که یک خانواده ی مذهبی با تمامی زیر ساخت های لازم برای

تربیت یک الگوی دینی خوب و پسندیده، و این نتیجه ی تربیت دینی سست و

ضعیف که تنها به ظاهر اکتفا کرده و آن هم تنها بخش هایی از ظاهر ..

افسوس .. ...





موضوع: ازدواج، امر به معروف و نهی از منکر، برچسب ها: خواستگاری، تربیت دینی ضعیف، عقل، اخلاق، دیانت، تدین، تقید،
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 آذر 1393 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ مجتبی ]

به فکر ..

http://www.upsara.com/images/hc5w_befekr.jpg

می گفت برو دانشگاه و دختر مناسب و هم شانت را پیدا کن. گفت در آن

دانشگاه و در آن مقطع، دختر مورد نظرم باید برود اول طلاق بگیرد و بعد از

طی شدن عده، با من ازدواج کند. گفت یعنی چه ؟ یعنی همه ی دختران آن

دانشگاه متاهل هستند و یک دختر مناسب و مقید مجرد هم وجود ندارد ؟

جواب داد، چرا دختر مجرد هست اما دختری که در مقطع ارشد در حال تحصیل

است و تا به حال تا این سن ازدواج نکرده، به درد من نمی خورد ..





موضوع: ازدواج، برچسب ها: ازدواج، سن ازدواج، اولویت تحصیل بر ازدواج،
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 آبان 1393 ] [ 01:31 ب.ظ ] [ مجتبی ]

من همسر می خواهم ..

http://www.upsara.com/images/8iez_manhamsarmikhaham.jpg

او دوست دختر (پسر) دارد، من همسر می خواهم .. او خودارضایی

دارد، من همسر می خواهم .. او همقدم در خیابان دارد، من همسر

می خواهم .. او همبستر جنسی دارد، من همسر می خواهم ..

او شماره تلفن دارد، من همسر می خواهم ..

او در مهمانی های مجردی پارتنر دارد، من همسر می خواهم ..

او در قلبش صد هزار و یک دارد، من همسر می خواهم ..

او ... .... من ... ....

او این همه گناه دارد و من تنها همین یک، که،

همسر می خواهم ..





موضوع: ازدواج، روابط غیر شرعی، تدین،
ادامه مطلب
[ جمعه 9 آبان 1393 ] [ 10:47 ب.ظ ] [ مجتبی ]

یک لحظه ..

http://www.upsara.com/images/swqd_yeklahze.jpg

پسری که با دختری دوست بود و بر روابط پنهانی اش غره .. روزی در ماه

محرم که رابطه ی او با این ماه و مجالس شبانه اش نیز چندان محکم نبود و

حضوری نداشت، به طور کاملا اتفاقی یک جمله ی چند ثانیه ای از سخنران

روحانی تلویزیون شنید و انگار از عمق وجودش مذاب های خفته فوران کرد

و بسیار منقلب شد .. در همان لحظات به دختر مورد علاقه اش پیغام داد

که "امشب می خوام برم مسجد واسه نماز و روضه امام حسین، میای ؟"

دخترک متعجبانه پاسخ داد "آره، دلم می خواد این حسو تجربه کنم." ..

برخلاف روزها و ساعت های گذشته که حتی در کوچکترین اعمال روزانه با

هم اقدام می کردند و در کنار هم بودند، این بار هر کدام به تنهایی به

مسجد رفتند و بعد از مراسم نیز هر کدام به تنهایی به خانه خود ...

پسرک بعد از مراسم که به خانه رسید به دختر پیغام داد "خدا رو شاهد

می گیرم اگه تو اون لحظه که بهت پیام دادم می گفتی نه یا طور دیگه ای

بهم جواب می دادی، دیگه رنگمو نمی دیدی اما حالا می خوام با خانوادم

صحبت کنم تا بیام خواستگاریت و تو بعد از اون مختاری که زندگی در کنار

من رو انتخاب کنی یا نه" .. و بعد از مدتی قطع رابطه، در جلسه ی

خواستگاری از حسو حال خود در آن لحظه ی سرنوشت ساز و تصمیم

جدی برای شیوه ی زندگی اش در آینده سخن راند ..

باشد که دل های ما نیز در لحظه ای از این ماه، در گوشه ای از خیمه ی

خون خدا به قلیان بیاید و راهمان را پیدا کنیم ..





موضوع: امر به معروف و نهی از منکر، ازدواج، ماه محرم، روابط غیر شرعی، برچسب ها: یک لحظه در ماه محرم، تغییر شیوه زندگی،
ادامه مطلب
[ سه شنبه 6 آبان 1393 ] [ 02:15 ب.ظ ] [ مجتبی ]

دزد دین ..

http://www.upsara.com/images/uoyb_dozdedin.jpg

می گفت درد دین دارم .. پیش خود گفتم نه از ظواهرش و نه از اعمالش

این چنین ادعایی بر نمی آید .. ! گفتم بنویس .. نوشت "درد این دارم" ..

گفتم پس کو دالش ؟ گفت "دالش" را دزد برد و فقط "این" ش باقی مانده .. ...

دزد فقط به کسی که سراپا تقصیر است حمله نمی کند .. دزد کارش این

است که برباید و برایش مهم نیست از چه کسی و به چه مقدار .. هر کس

دیانتش بیشتر، دزدی از او کمتر اما اینگونه نیست که با او کاری نداشته

باشد .. همین که می گویی بگذار تا به زندگیم سر و سامان دهم و بعد

ازدواج کنم، یعنی این بخش از دیانتت را دزد برده .. همین که می گویی

پوشاندن دست تا مچ و پوشاندن کامل پا از نامحرم دیگر چه صیغه ای

است، من حجابم کامل است، یعنی این بخش از دیانتت مورد ربایش

قرار گرفته .. همین که می گویی این غیبت نیست و ما داریم با هم صحبت

می کنیم، یعنی .. ... همین که می گویی دیدن سریال های رنگ و

وارنگ با مفاهیم گوناگون ماهواره ای برای کسانی ضرر دارد که

ضعیف النفس اند، یعنی ... .....

و بنگریم که هر کدام از ما، کدام بخش از دیانتمان را دزد برده

و مغفول مانده ایم .. ...





موضوع: حجاب، ازدواج، شیطان بزرگ، تدین، برچسب ها: دزد دین، حجاب، دیانت،
ادامه مطلب
[ جمعه 2 آبان 1393 ] [ 10:21 ق.ظ ] [ مجتبی ]
http://s1.picofile.com/file/8261554700/808_81.jpg