http://s2.picofile.com/file/8261552618/HeadNew95.jpg

پیامی آورده اند ..

http://s3.picofile.com/file/8207542042/PayamiAvardeAnd1.jpg

شهر، غرق شده و غواصانی که می خواهند یک ملت را نجات دهند ..

و در این میان، نه من به خودم می نازم و نه تو به خودت بباز، منو تو تفاوتی

نداریم؛ هر کداممان در موضوع و زمینه ای، غریق محسوب می شویم ..

پیامی آورده اند، ای کاش دریابیم ..





موضوع: انقلاب و سیاست، شهدا و جانبازان، بسیج، دفاع مقدس، برچسب ها: شهید، شهدای غواص، نجات، غریق، ملت، شهر غرق شده، شهر،
ادامه مطلب
[ جمعه 30 مرداد 1394 ] [ 10:47 ق.ظ ] [ مجتبی ]

شستن ..

http://s6.picofile.com/file/8207291642/Shostan.jpg 

در مقابلش در مورد یکی از آشنایانش به ناحق مطلبی را بیان کرد اما او کمی نگاه

کرد و سکوت .. چند روز بعد، طرف مقابل از او پرسید، هی اخوی، ناراحت شدی از

آن روز؟ پاسخ داد، "نه، چرا ناراحت شده باشم! ممنونم که تو یکی از گناهان

او را بسیار زیبا و تمیز، شستی" ..





موضوع: امر به معروف و نهی از منکر، روابط اجتماعی، روابط فردی، برچسب ها: آشنا، غیبت، شستن، شستن گناه، شستن گناه دیگران، به ناحق، ناحق،
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 مرداد 1394 ] [ 09:49 ب.ظ ] [ مجتبی ]

خشت اول ..

http://s6.picofile.com/file/8207096784/KheshteAvval.jpg

تفاوت یعنی تو در کنار همسر آینده ات برای آزمایش خون، با یک صندلی فاصله

نشسته ای و او با دوست دختر فعلی اش، با هم روی یک صندلی ..

ای دریغا، خشت اول گر نهد معمار کج .. ... ...





موضوع: ازدواج، روابط غیر شرعی، برچسب ها: دوستی، دوستی قبل از ازدواج، دوست دختر، دوست پسر، همسر، همسر آینده، آزمایش خون،
ادامه مطلب
[ سه شنبه 27 مرداد 1394 ] [ 09:36 ب.ظ ] [ مجتبی ]

یاوه ..

http://s3.picofile.com/file/8207093634/Yave.jpg

در جاده با او هم مسیر بودیم .. از همان ابتدا شروع کرد به حرف زدن تا خود ِ خود ِ

مقصد .. از هر کجا می گفت .. از هر دری، دروازه ای .. رسیدیم به یک قسمت از

جاده که به طول چند کیلومتر یک باند رفت و برگشت داشت و او این بار از این در

وارد شد .. "آره می دونی اینجا رو چرا دست بهش نمیزنن؟ این جا سپاه دست

داره .. بله اینجا هم که منطقه ی نظامیه دیگه کاریش نمیتونن بکنن؛ و گرنه

این جاده رو خیلی راحت میشه 6 باندش کرد .. از این طرف یه خرده کوهو

می گیرن از اونطرفم یه خرده از رودخونه رو" .. و این جمله ی آخر را گفتو ما

هم شدیم یک علامت تعجب بزرگ .. "جانم؟ یه خرده از رودخونه رو می گیرن؟

یعنی چی؟ یعنی رودخونه رو روش خاک می ریزن؟! یا آبشو قطع می کنن؟!

یا .. ..." .. ... و من در ذهنم، مدام این روایت را زمزمه می کردم .. ...





موضوع: انقلاب و سیاست، بسیج، روابط اجتماعی، برچسب ها: سپاه، جاده، همسفر، یاوه، پرحرفی، تحف العقول، نامه امیرالمومنین به امام حسن سلام الله علیه،
ادامه مطلب
[ سه شنبه 27 مرداد 1394 ] [ 09:14 ق.ظ ] [ مجتبی ]

حامد ..

http://s3.picofile.com/file/8206908634/HamedZamani94.jpg 

یه ماشین دیگه دقیقا همرنگ و هم شکل ماشین تو با همون ژست و قیافه و

طراحی داخلی و امکانات دیگه و حتی شماره پلاک یکسان بذارن جلوت، وقتی تو

ماشین میشینی و ضبطش رو روشن می کنی، حامد زمانی که شروع می کنه

به خوندن، خیالت راحت میشه که تو ماشین خودت نشستی ..





موضوع: انقلاب و سیاست، برچسب ها: حامد زمانی، موسیقی، موسیقی ارزشی، ارزشی، کار ارزشی، اثر ارزشی، خواننده،
ادامه مطلب
[ دوشنبه 26 مرداد 1394 ] [ 09:58 ب.ظ ] [ مجتبی ]
http://s1.picofile.com/file/8261554700/808_81.jpg